تنس. دنس. هر روز صبح موقع امدم بیرون و در راه گفتن .. اینها چیزایی ان که می کنم برای اینکه این مدت بگذره. مقاله ها انجام بشند. * هفته قبل .. واقعیت کاری که دیوید کرده در مورد جوی برام تلخ بود اما واکنشم رو نشون دادم حرفم رو زدم کمبریج رو رفتم و دلم به جوی کاملا روشن هست .. نور دارم ... کارم رو انجام دادم. در سفر: شاز و متیو کلی من رو خجالت زده کردن. ۱۰ شب با شاز در جاج. خجالت کشیدم هاهاها اما می دونه که من چقدر دوست دارم این مقاله رو. بهش گفتم ۳ سال قبل کسی بهش علاقه نداشت اما الان .. می فهمه ... در نهایت اما من ادم این زندگی نیستم. بدون داشتن بعضی چیزها نمی شه. * هفته قبل جس قبل شنبه. وقتی فکر می کنم هم ناراحت می شم هم خوشحال از این نظر که راه دیگه ای نبود .. *ط بعضی وقتها زنگ می زنه مزاحم می شه .. یادم می یاد چی کرده با من و یادم می یاد که حس ترحمم بی معنی هست. ازش ناراحت نیستم و بخشیدمش چون از سر نفهمی بوده و هست اما نمی خوام تو زندگی م باشه.* در نهایت این من .. * چه قدر این نوشته های عکسی قشنگن واقعا چه قدر توانایی چقدر زیبایی چقدر.. ترجیح می دم دیر برم خونه و صبح زود سحرها بیدار می شم می رم بیرون.
برچسب:
نویسنده: امیر رفیعی
تاريخ: جمعه
24 تير
1401 ساعت: 1:29